تبليغاتX
آخرین بیکران

آخرین بیکران

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد......وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

                                              

گل آفتابگردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا.

 ما همه آفتابگردانیم.

اگر آفتابگردان به خاک خیره

شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست.

آفتابگردان، کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.

اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر

گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت.

آفتابگردان به من گفت : وقتی دهقان بذر آفتابگردان هیچوقت چیزی را با آفتابگردان را می کارد،

مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد.خورشید اشتباه نمی گیرد؛

 اما انسان همه چیز را به خدا اشتباه می گیرد.

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند.

 او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد.

او همه ی زندگیش را وقف نور می کند. در نور به دنیا می آید، در نور می میرد. نور می خورد و نور می زاید.

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است.

آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا.

 بدون آفتاب،آفتابگردان می میرد. بدون خدا، انسان.

آفتابگردان گفت: روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد دیگر آفتابگردان نخواهد ماند

و روزی که تو به خدا برسی دیگر «تویی» نمی ماند

و گفت : من فاصله هایم را با نور پر می کنم، تو فاصله را چگونه پر می کنی؟

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد.

گفت و گوی من و آفتابگردان ناتمام ماند زیرا که او در آفتاب غرق شده بود.

جلو رفتم، بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی کردم. 

داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت : نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد. نام

انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟

آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم.

 

                                                                                                      عرفان نظر آهاری





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 9:38 PM روز پنجشنبه 28 آبان1388
دسته بندی :فرهنگ و هنر
لینک مطلب



کتاب قانون را ببینیم و به بی قانونی ...!

 

و خدایی که نشناختیم!

و کتابی که فقط در ماه رمضان اگه تونستیم بصورت mp3 ختمش می کنیم!

و کتابی که برای دروغامان به آن قسم می خوریم!

و نمازی که برای ادای تکلیف می خوانیم !

و راهی که با گناه ناهموارش می کنیم !

و توهمی که خود را در بهشت می بینیم چون ... اما غافل از آنکه ....!

و تشیعی که فقط چند تا اسم از آن حفظ کردیم برای روز های سخت زندگی !

و ...

دم ز راه و رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم
کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحظه ای، یک دم، مسلمان می شدیم

 

پی نوشت : کتاب قانون فیلمی از مازیار میری

 





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 2:53 PM روز سه شنبه 19 آبان1388
دسته بندی :دل نوشته
لینک مطلب



  • اگر حیات انسانی صحیح شناخته نشود و به هدف اعلای خود توجیه نگردد

          پست ترین پدیده ی عالم طبیعت خواهد بود.

  • در هر جامعه ای که رنگ حق و تکلیف مات شود رنگ حیات نیز از بین خواهد رفت.

 

 

                                                                        "مرحوم علامه محمد تقی جعفری"





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 4:28 AM روز شنبه 16 آبان1388
دسته بندی :اندیشه
لینک مطلب



 

بوی توحید مشروط بر بودن توست

ای که آیات قرآن تو را می شناسند

...

کاش من هم عبور تو  را دیده بودم

کوچه های خراسان تو را می شناسند

سلام رضا جان

            سلام هشتمین خورشید

حال دلم تعریفی ندارد اما...

                            وقتی اسم تو را می آِورم دلم قرص می شود .





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 3:10 AM روز چهارشنبه 6 آبان1388
دسته بندی :اندیشه
لینک مطلب



الفبای جوانی

الفبای جوانی را بشنوید

الفبای جوانی را حس کنید

 و این بار

           الفبای جوانی را ببینید

                                        البته این یه پیشنهاده

 

 این هفته از محل نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها

زمان : پنچ شنبه ۳۰/۷/۸۸   از ساعت ۱۵ تا ۱۷

مکان: مصلای بزرگ تهران- غرفه شبکه رادیویی جوان





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 6:9 PM روز دوشنبه 27 مهر1388
دسته بندی :خبر
لینک مطلب



 

جشنواره بزرگ آیتم های ۹۰ثانیه ای

                                     در الفبای جوانی ۵ شنبه ها

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ الفبای جوانی مراجعه کنید.

http://alefbayejavani.blogfa.com/

از شب فرخنده زادروز امام رضا (ع) آیتم های جوانان ایرانی در الفبای جوانی پخش خواهد شد.





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 9:40 AM روز دوشنبه 20 مهر1388
دسته بندی :خبر
لینک مطلب



 

این روزا !

نمی دانم چه می خواهم بگویم

زبانم در دهان باز بسته است

نمی دانم شاید

زمستان است !

هوا بس ناجوانمردانه سرد است!

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است !

  





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 5:48 AM روز چهارشنبه 15 مهر1388
دسته بندی :دل نوشته
لینک مطلب



الفبای جوانی از این هفته شروع میشه

الفبای جوانی ۵ شنبه های رادیو جوان

ساعت ۱۵ تا ۱۷

کاری از گروه جوان و فرهنگ

اگه تونستین بشنوین

البته این یه پیشنهاده

 





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 5:19 AM روز چهارشنبه 8 مهر1388
دسته بندی :خبر
لینک مطلب



پرویز مشکاتیان رفت .

استاد سنتور ایران ساز مرگ نواخت و ...

به یاد آثار ماندگار حضرت استاد شجریان با استاد مشکاتیان

 





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 4:14 AM روز چهارشنبه 1 مهر1388
دسته بندی :خبر
لینک مطلب



 

لحظه دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام مستم

باز میلرزد ، دلم ، دستم

باز گوئی در جهان دیگری هستم .

های نخراشی به غفلت گونه ام را ،تیغ !

های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست !

و آبرویم را نریزی ، دل !

ای نخورده مست

لحظه دیدار نزدیک است.

 

                  شعر : مهدی اخوان ثالث





نویسنده : حامد مشکینی ; ساعت 2:50 AM روز شنبه 28 شهریور1388
دسته بندی :فرهنگ و هنر
لینک مطلب